تبليغاتX
سکوت عشق

سکوت عشق

love you for ever Oveis

 

امروز...

روز ما شدن ما بود...

ماندیم برای هم تا ابدیت...

دیروز ها را گذراندیم برای آرامش امروز......

سلام دوستان من دوست تنهاترینم.سوده و اویس ازدواج کردن.اونم تو روز ۱۰ آذر....

دوتا مرغ عشق به هم رسیدن....

برای خوشبخت شدنشون دعا کنید....

 

نوشته شده در 90/09/20ساعت توسط تنهاترين|

 

قدم به قدم

می رسیم به لحظه ی با هم بودن

این خوشی را ما به هم مدیونیم

من و تو و ما

رو به فرداها

جاده ی عشق باز است...

 

 

Love You For Ever Oveis

نوشته شده در 90/09/07ساعت توسط تنهاترين|

آپلودسنتر آپ98

یک روز می بوسمت

فوقش خدا مرا می برد جهنم

فوقش من می شوم ابلیس

آنوقت تو هم بخاطر اینکه یک "ابلیس" تو را بوسیده ، جهنمی می شوی...

جهنم که آمدی، من آنجا پیدایت می کنم

و از لج خدا هر روز می بوسمت!!!

وای خداااا

چه صفایی پیدا کند جهنم...

یک روز می بوسمت...

پنهان کردن هم ندارد

مثل خنده های تو نیست که مخفی شان می کنی

یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود

مثل نجابت چشمهای تو است

وقتی که توی سیاهی چشمهای من عریان می شوند

عریانی اش پوشاندنی نیست، پنهان نمی شود...

یک روز می بوسمت

یکی از همین روز هایی که می خندانمت

یکی از همین خنده های تورا نا تمام می کنم....میبوسمت....

و تو هم احتمالا" سرخ می شوی

و من هم که همیشه پیش تو سرخم!!!

یک روز می بوسمت

یک روز که باران می بارد

یک روز که چترمان دو نفره شده

یک روز که همه جا خیس خیس است

یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ است...

آرام تر از هرچه تصورش را کنی

آهسته ؛ می بوسمت

یک روز میبوسمت

هرچه پیش آید خوش آید....

دوست دارم...

 

Love You For Ever Oveis

نوشته شده در 90/08/29ساعت توسط تنهاترين|

 

 

آرام نمیگیرد قلبم اگر نیایی
میمیرد دل عاشقم اگر نمانی
تو خودت میدانی،
میدانی چقدر دوستت دارم و باز هم شعر رفتن را میخوانی
بدجور دلبسته ام به تو ، رحمی کن ، خواهش میکنم از دل بی وفای تو
نمیتوانم لحظه نبودنت را ببینم ، میدانم منتظر این هستی که از درد عشقت بمیرم
دلم میخواهد دوباره دستهای تو را بگیرم و دوباره تمام گلها را برایت بچینم
تنها از تو میخواهم که ، تنها نگذاری مرا
میسازم با بی محبتی هایت ، می مانم با دل بی وفایت، شب و روز را مینشینم به انتظارت
همین که هستی برایم کافیست ، نبودنت باورکردنی نیست ، هیچگاه حتی فکر رفتنت را هم نمیکردم
آرام نمیگیرد قلبم اگر نمانی ، بیش از این عذاب نده قلب عاشقم را
بیش از این نسوزان دل دیوانه ام را
بیش از این مرا در حسرت نگذار ، در حسرت بودنت، یا نه… انتظار زیادی است
در حسرت از دور دیدنت!
آرام نمیگیرد قلبم اگر نباشی ، میمیرد دل عاشقم اگر نیایی، تو خودت میدانی و باز هم مرا درحسرت دیدنت میگذاری…
این رسمش نبود ، چرا مرا عاشق خودت کردی و خودت را رها از عشق؟
چرا دلت را به کسی دیگر دادی و مرا اسیر سرنوشت؟
آرام نمیگیرد قلبم…

 

 

Love You For Ever Oveis

نوشته شده در 90/08/07ساعت توسط تنهاترين|

 

 

سلام

خیلی بی معرفتی

باز اومدی و نظر نذاشتی؟؟؟؟

به امید نظرت اومدم ولی طبق معمول

باشه اشکالی نداره بی معرفت

بی خیال

 

 

Love You For Ever Oveis

نوشته شده در 90/08/01ساعت توسط تنهاترين|

 

یک قلب کوچک دارم که درونش یک دنیا عشق است.
همین قلب کوچک یک عالمه دوستت دارد.
یک قلب دارم که درونش تنها تویی و جز تو هیچکس دیگر در آن جایی ندارد.
اگر اینک این قلب می تپد به عشق بودن تو است .
بی تو قلبی نیست در سینه ام برای تپیدن و جایی نیست در این دنیا برای نفس کشیدن .
یک قلب کوچک دارم که تنها برای تو است ، به خدا از تمام دار دنیا تنها همین را دارم.
همین قلبی که در اعماق آن صداقت و یکرنگی است ، روی دیواره های سرخ رنگ آن تنها نام مقدس تو حک شده است .
می تپد برای تو ، شکسته است بدون تو ، دلتنگ است از دوری تو ، خوشبخت است در کنار تو ، تنهای تنهاست به عشق تو.
صدای قلبم را بشنو ، صدایی که از اعماقش میتوانی نام مقدست را بشنوی.
هر تپش از این قلب عاشقم ، تنها به امید بودن تو در قلبم است .
این قلب را نا امید نکن که تنها امیدش تویی .
این قلب را نشکن که تنها عشقش تویی .
این قلب را بیشتر از این در حسرتت نگذار که تنها بهانه برای بودنش حضور تو درون آن است.
بیا با گرمای عشقت به این قلب سردم جان بده .
آن را نشکن به خدا خیلی بی طاقت است .
هیچگاه از این قلب بیرون نرو به خدا بدجور دیوانه تو است .
همین قلب کوچک ، همین قلبی که اینک درون آن هستی تنها با تو می تواند عاشقترین باشد .
یک قلب کوچک اما بزرگ به اندازه کلام مقدس عشق دارم که درونش یک دنیا احساسات عاشقانه برای تو است با آن مدارا کن ، آن را برای همیشه دوست داشته باش ، قدرش بدان ، با آن یکرنگ باش و با صداقت دوستش داشته باش .
اینبار تو را در این قلب اسیر نکردم ، تا هر زمان که خسته شدی از آنجا بروی.
اما هیچگاه خسته نخواهی شد ، زیرا با خون عشق که در قلبم جاریست و با هوای دوست داشتن که درونش است تو را برای همیشه عاشق خویش نگه خواهم داشت.

 

 

Love You For Ever Oveis

نوشته شده در 90/07/23ساعت توسط تنهاترين|

 

تنهاترین بودم ، لحظه های سرد زندگی ام را با تنهایی میگذراندم.
تنها غم تنهایی در دل داشتم ، دیگر هیچ غمی جز این نداشتم.
گهگاهی که دلتنگ میشدم با خدای خویش راز و نیاز میکردم.
و لحظه ای که دلم میگرفت چند قطره اشک میریختم و دلم خالی میشد.
قلبم با خدا بود ،چشمانم بهانه ای نمیگرفت و لحظه های زندگی را تنها با غم تنهایی میگذراندم.
روزی آمد که دلم اسیر شد ، اسیر دلی دیگر.
لحظه های زندگی دگرگون شد ، همه زندگی ام یاد و ذکر نام او شد.
تنها غم از دست دادن او در دلم بود ، لحظه به لحظه دلتنگش میشدم ، دلم میگرفت و اینبار به جای اشک ریختن ، زار و زار گریه میکردم.
خدا را از یاد برده بودم ، همه زندگی ام عشق بود و ذکر نام عشق.
چشمانم لحظه به لحظه بهانه دیدار با او را میگرفت.
دلم میخواست دوباره با تنهایی باشم ، غم عشق مرا میسوزاند.
اما دیگر راهی نداشتم.
عاشق ماندم ، و عاشقانه نیز در آتش عشق سوختم .
عشق مرد ، تنهایی رفت و تنها چند خاطره تلخ به جا ماند.
دیگر نه عاشق بودم ، نه تنها.
اینبار یک مجنون دل شکسته بودم.
کسی که لحظه های زندگیش سرد و بی حوصله شد ، و سهمش از این لحظه ها ناامیدی و گریه شد

 

Love You For Ever Oveis

 

نوشته شده در 90/07/10ساعت توسط تنهاترين|

 

خواستم همسفر قلبم باشی نه یک رهگذر بی وفا!
پیش خود می گفتم تویی نیمه گمشده من، اما بعد فهمیدم که هم تو را گم کرده ام هم نیمه ی دیگر خودم
خواستم خزان زندگی ام را بهاری کنی ، بهار نیامد و همیشه زندگی ام رنگ پریشانی داشت
به ظاهر قلبت عاشق بود و مهربان ، اما انگار درونت حال و هوای پشیمانی داشت
خواستم همیشگی باشی ، اما دل کندی از من خسته و تنها!
بدجور شکستی قلبم را ، من که به هوای قلب با وفایت آمده بودم ، بدجور گرفتی حالم را
اگر باشی یا نباشی فرقی ندارد برایم ، حالا که نیستی ، میبینم چقدر فرق دارد بود و نبودت
روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ، عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش ، اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش!
بینمان هر چه بود تمام شد ، آرزوهایی که با تو داشتم همه نقش بر آب شد ، این خاطره های با تو بودن بود که در دلم ماندگار شد
ماندگار شد و دلم را سوزاند ، کاش هیچ یادگاری از تو در دلم نمی ماند
خواستم همسفر قلبم باشی نه یک رهگذر بی وفا ، من چقدر ساده بودم که قلبم را به تو سپردم بی هوا!
ماندنی نبودی ،تو سهم من نبودی ، رهگذری بودی که سری به قلب ما زدی ،آن راشکستی و رفتی…

 

Love You For Ever Oveis

نوشته شده در 90/04/30ساعت توسط تنهاترين|


آخرين مطالب
» پیوندتان مبارک....
» ×+× ما با هم ×+×
» ×+× یک روز می بوسمت ×+×
» ×+× دوست دارم ........×+×
» ×+× بی معرفت×+×
» ×+× قلبم مال تو ×+×
» ×+× تنهاترین ×+×
» ×+× رهگذر بی وفا ×+×
» ×+× دلگرفته....×+×
» ×+× دیگه خسته شدم.....×+×
Design By : Pars Skin